صائن الدين على بن تركه
74
چهارده رساله فارسى ( فارسى )
بود كه عالم شهادت را مراتب است : اول اجرام نيره است و « 1 » اجسام كثيفه كه مركز اصلى محفوف « 2 » بديشان است . و سجدهء اول بدان اشارت است . و در اصول حكمى همانا روشن گشته باشد كه نهايت حركت وجودى ، نه مطلقا بلكه آن نوع از او كه متوجه غايت ظهورى است ، به همين مرتبهء اجرام و اجسام انجامپذير مىشود و به كمال ظهورى مىرسد . و « 3 » ديگرباره متحرك از مركز اصلى كه معدن استعداد است و منبع مواد ازدياد از نوبنياد حركتى ديگر مىكند ، و متوجه سير در مراتب شهادى كه مراقى عروج « 4 » او است در اطوار ، اظهار مىگردد ، تا به غايت آن حركت هم برسد و مرتبهء ظهور مذكور به درجهء شعور كمالى بلندپايه گردد و از آنجا استعداد كمال ، اظهار پيدا كند . و ركن جلوس بين السجدتين كه عبارت از استواى وجه است بر مستقر اطلاق اصلى خودش ، چنانچه روشن گشت ، اشارت بدان مرتبهء كمالى ظهورى خواهد بود كه ملحق به شعور است . و چون جمعيت اصلى در اين موطن مضاعف شده ، يكى از روى ظهور و ديگر از روى شعور ، چنانچه در صورت « 5 » احصايى جلوس « * » تلويحى بيّن بر اين معنى هست ، و از اين جهت است كه صورت پيكر انسانى در اين ركن منثنى و منعطف است . و چون بر اين مرتبه بنياد اطوار اظهار خواهد شد و آن بىصورتى كه پوشاننده و ساتر باشد صورت نمىبندد ، هرآينه « رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ » صورت كلامى او آمد . و اين غايت مراتب ظهور است كه متحقق به شعور مىباشد . و اين مرتبهء حيوان است و اكثر افراد انسانى كه « 6 » هم در آن مقام حيوانى ماندهاند و از كمال انسانى بىخبراند و به پيغمبران خود ايمان نياورده « 7 » .
--> ( 1 ) - ب : اجرام . ( 2 ) - ب : مجوف . ( 3 ) - ب : و ديگرباره اصلى كه معدن استعداد است . ( 4 ) - ب : عروج است . ( 5 ) - ب : احصايى تلويحى . ( 6 ) - ب : همه در اين مقام . ( 7 ) - ب : بيت . * ( 99 )